العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
276
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
چون به آنها نقض كنيم بامور عادى ديگر بايد شما روا داريد كه همه آبهاى درياها طلا و نقره شوند و همه كوهها ياقوت و زبرجد ، و بمحض اينكه ما چشم بنديم در آسمان هزار خورشيد و ماه پديد شوند و تا چشم گشائيم خدا تعالى همه را نيست كند ، از جدا كردن اينها و آن از هم درمانند . پريشانى انديشه آنها از اينست كه امور عادى را بديد آوردند و برخى را واجب شمرده و برخى را جائز و چون قانون درستى براى جدا كردن اين دو دسته از هم ندارند پريشان خاطراند و بايد همه را يكسان دانند و مانند فلاسفه همه را روى قانون علت و معلول واجب شمارند يا چون اشعرى همه را غير واجب و منوط باراده خدا دانند ، و زورگوئى در فرق ميان آنها دور از باور است و بنا بر اين توان گفت پريان با تن تيره و نيرومند هستند و نشدنى نيست كه در بر ما باشند و ديده نشوند اين از نظر اشعريست و شرح اين وجوه است . و من در شگفتم از اين معتزله كه چگونه قرآنى كه فرشته و جن را ثابت مىكند باور دارند و بعقائد خود هم پايدارند ، زيرا قرآن دلالت دارد كه فرشتهها نيروى بزرگى بر كارهاى دشوار دارند ، و هم پريها ، و اين نيرو جز در اجزاء درهم و سخت نشود و بايد فرشته و پرى چنين باشند ، وانگه اين فرشتهها كه نويسنده اعمال و پاسبان مايند هميشه در بر ما هستند ، و براى جان گرفتن هم در بر محتضر آيند و در بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم هم مىآمدند و ديگران كه پيش او بودند آنها را نمىديدند و كسانى هم كه نزد كسى باشند كه جان ميدهد چيزى نمىبينند . اگر ديدن جسم كثيف و تيره بايست است چرا ما آنها را نبينيم و اگر بايست نيست عقيده آنها نادرست است و اگر فرشتهها ديده نشوند براى اينكه جسم آنها لطيف است و مانند هوا است و با اين توانا بر كارهاى سخت و دشوارند اينكه گويند بنيه و پيكره شرط زندگيست نادرست در آيد و اگر گويند جسم لطيفند ولى توانا به كارهاى سخت نيستند موجب انكار